در این کتاب سعی شده جهان هستی بعنوان یک سیستم یکپارچه و انسان بعنوان جزئی از جهان هستی با دیدگاه کلی نگری بررسی شود (کلی نگری سبب می شود هدف یا هدفهای سیستم را در یابیم بنابراین نقش و عملکرد اجزای سیستم که در راستای هدف یا هدفهای سیستم است، نیز در می یابیم) و از این دیدگاه حقیقت جهان هستی و حقیقت انسان مورد شناسائی قرار گیرد و همچنین هدف از خلقت انسان و ارتباط او با جهان هستی و آفریدگار جهان هستی بیان گردد و اینکه انسان بدلیل عدم شناخت حقیقت (Truth) جهان هستی، حقیقت خود و هدف از خلقتش، جهان مجازی و خودی (من) مجازی در ذهن (شعور) خود ساخته و رویداد ها را از این دیدگاه می نگرد و اندیشه ها و افکار او در حیطه این جهان مجازی و من مجازی است و بعبارت دیگر زندگی او در این جهان مجازی جریان دارد و چون رویداد ها در جهان واقعی به دلایل دیگری به وجود می آیند که متفاوت با برداشت های انسان اسیر جهان مجازی و من مجازی از رویداد ها بوده و در تعارض با آن است لذا انسان نیز در این تعارض دست و پا می زند و دائما دچار رنج و ترس است و از شادی واقعی به دور است.

در رابطه با این هدف، در کتاب مباحثی راجع به عقل، علم، زمان وجود دارد و همچنین به مسائل عقل و عشق که در عرفان مطرح است و جبر و اختیار پاسخ داده شده است. در این کتاب مطالب براساس علومی که امروزه مطرح هستند، بیان شده است بنابراین مطالب مطرح شده در آن برای خواننده ملموس است و بهمین جهت  درک آن نیر ساده تر است.

در راستای هدف کتاب، در مورد نظریه های “ایجاد ادراک و آگاهی توسط مغز” و ” نظریه داروین” و همچنین نظریه هائی که در فلسفه مطرح است از قبیل اثبات گرائی (Positivism)، پدیده (Phenomenon) و شیئ فی نفسه (Noumenon)، بحث شده و براساس استدلات علمی نظریه های مذکور رد شده است.

در بخش اول کتاب به بررسی و شناخت جهان هستی براساس علم سیستم ها (System science) پرداخته شده و براین اساس آفریدگار جهان هستی و وحدت و یکپارچگی جهان هستی و مختصات جهان هستی بیان شده است، همچنین در این بخش به هدفهای جهان هستی در مورد جانداران پرداخته شده و نحوه تکامل شعوری آنها بیان شده است.

در بخش دوم انسان بعنوان یکی از اجزای جهان هستی مورد بررسی قرار گرفته و شعور انسان و رابطه آن با بدن انسان بیان شده است و گرایش های فطری در انسان توضیح داده شده است. در این بخش همچنین برای اولین بار موضوع تفکیک عقل انسان از معلوماتش مطرح شده است که بر این اساس عقل انواع هم ندارد ونباید آن را به انواع مختلف مثل عقل عملی و نظری تقسیم کرد. تفکیک عقل انسان از معلوماتش راه گشای حل بعضی از مسائلی که در فلسفه و عرفان مطرح است، می باشد از جمله در کتاب براین اساس، به مسئله عقل و عشق که در عرفان مطرح است پاسخ داده شده است.

در بخش سوم به “دنیای مجازی” و “من مجازی” که انسان در ذهن خود می سازد پرداخته شده است و این که انسان چرا و چگونه آنها را در ذهن خود می سازد و چه مختصاتی دارند و چه مسائلی برای انسان به وجود می آورند همچنین در این بخش قالبی که آن را “قالب ذهنی تعبیر و تفسیر رویدادها” نامیده ایم، شرح داده شده است که انسان اسیر “من مجازی” با این قالب، اغلب رویداد هائی را که با آن برخورد می کند شناسائی و تعبیر و تفسیر کرده و در باره آن نتیجه گیری و حکم می کند.

در بخش چهارم به نقش “دنیای مجازی و من مجازی” در ارتباط بین انسان و جهان هستی پرداخته شده است و این که آنها چگونه سبب تضعیف رابطه انسان با جهان هستی می گردند و همچنین زیان هائی که این ضعف ارتباط برای انسان بوجود می آورد شرح داده شده است.

بخش پنجم به نظریه تکامل (فرگشت) (Evolution) داروین اختصاص داده شده است و ضمن بیان نظریه ای که خود داروین ارائه کرده وهمچنین نظریه فرگشت که بعد از داروین با استفاده از علم ژنتیک مطرح شده است، با ارائه دلایل علمی و بطور مفصل غلط بودن نظریه های مذکور بیان شده است.

در بخش ششم کتاب به موضوع زمان پرداخته شده است و نبودن کمیتی بنام زمان بصورت مستدل بیان شده است در این بخش قسمتی هم به علم فیزیک و زمان اختصاص داده شده است.

در بخش هفتم طریقه شناخت جهان هستی بیان شده است همچنین به مسئله جبر و اختیار پاسخ داده شده است و این که انسان چگونه می تواند بر رویداد های آینده تأثیر گذار باشد، بیان شده است.

در بخش هشتم بعضی از مباحثی که در فلسفه مطرح است از دیدگاه جهان هستی (نگاه کردن از بالا) مورد برررسی قرار گرفته که شامل آنتروپی – تفکیک معلومات جهان هستی به علم (علوم طبیعی) و متافیزیک – دیالکتیک ، ضدین، خیر و شر – پدیده (Phenomenon) و شیئ فی نفسه (Noumenon) – تفکیک روش شناخت و اثبات گرائی (Positivism) میباشد.

دربخش نهم روش رهائی انسان از “دنیای مجازی” و “من مجازی” و وحدت با جهان هستی بیان شده است.